رهرو
سنگ است وصخره است وسراشيبی
پيچ است و پرتگاه و رهی باريك
شوق وشتاب رهسپری شيداست
در وحشت وسكوت شبی تاريك
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 11:6 توسط mina
|
كوچه های كودكی

كاشكی دركوچه های كودكی گم می شدم
باز هم باقاصدك گرم تكلم می شدم
می نشستم زير آواز سپيد چلچله
بارديگرخيس باران ترنم می شدم
+ نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 19:30 توسط mina
|
چرا مرده خاك ايد؟
كُه ودشت روانند ،شما بسته چراييد؟
زمين ها همه پرگنج شما ازچه گداييد؟
كنم شرح زگنجش و ز حلوا و ز قندش
چه حاجت كه بگويم كه همه غرق عطاييد
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 11:43 توسط mina
|